12 دی 1397

شاعـر آسیمه سـر کـم کـم بهـارت می رود
نالـه کمتر کـن کـه دیگر افتخارت می رود

بغض احساست بهـم میریزد از تنهایی ات
نغمـه ی پیـوسته از آهنـگِ تـارت می رود

مِثل هیزم در میان شعله خود سوزی بکن
در میـان معـــــرکه آتـش بیــارت می رود

بعدازین با اشک و آه و دل پریشانی بساز
روزهــای دل نشیـن از روزگـارت می رود

از سر بیچارگی در کــوچه های پر سکوت
تارِ تنهـایی بــزن وقتی کـه یارت می رود

خاطرات زندگی وقتی که می آید به ذهن
ناگهـان صبـر و تحمـل از قــرارت می رود

ســد بکـن راه عسل را از طــریق التمـاس
ترگلِ خوشبوی دشتِ لاله زارت می رود