دسته ها

اشعار پیشنهادی

غزلیات علی قیصری

علی قیصری

هرچند که راه گذرم کوی شما نیست


هـر چند کــه راهِ گـذرم کـوی شما نیست
محـراب دعا جـز خـم ِ ابروی شما نیست

چشمم نشود ثانیـه ای خیـره بــه مهتاب
زیرا کـه درخشنده تـر از روی شما نیست

موجی کـه گــریزان شـود از جنبش دریا
پیچیده تر ازحلقه ی گیسوی شما نیست

گاهی نــزنـم بــر ســر راهــت بــه لباسـم
ازشیشه ی عطری که پرازبوی شمانیست

ای دشـــت تنـت منطـــقه ی بـاز شکـاری
کبکی به خـــرامانی تیهـــوی شمـا نیست

از شـال و کـت و پیـرهنـم بــوی تـو آیـد
هرچندکه برشانه ی من موی شما نیست

پُر کن دو سه پیمانه که پالوده ی شیراز
خـوشمزه تر از شربت لیمـوی شما نیست

آلـوچـه ی لبهای تـو از ریـزه ی قـند است
هــر میوه بــه شیرینی آلــوی شما نیست

شاعـر نکشان حـرف و سخـن را به درازا
گـویا عسلت گفته کـه بانـوی شما نیست

( علی قیصری )
0 28 مهر 13980 12

به زیر شاخه ی سیب و سپیـدار


به زیر شاخه ی سیب و سپیـدار
بخوان شعری ولی از عشق دلدار

پیاپی زخمــه زن‌ بــر سیم لرزان
بـزن "تار و بــزن تار و بــزن" تار

( علی قیصری )
0 27 مهر 13980 12

دراین شب های سرد بی ستاره


دراین شب های سرد بی ستاره
بریز از گوشه ی چشمت شراره

چنــان‌ ریــزد پیاپی سوز سرما
کــه انـدازد نفــس را از شمـاره

( علی قیصری )
0 26 مهر 13980 24

ای قاصدک از راهِ طـویل آمده ای


ای قاصدک از راهِ طـویل آمده ای
از منطقـه ی سبـزِ چَـویل آمده ای

با گوش خـودم شنیدم از باد صبا
دوش از طرف دخترِ ایل آمده ای

( علی قیصری )
0 10 مهر 13980 41

به دور از لاله های باغ رویت


به دور از لاله های باغ رویت
شـدم آسیمـه سـر در آرزویت

اگـر شُل تر ببندی روسـری را
بسازم لانـه ای در لایِ مویت

( علی قیصری )
1 6 مهر 13980 32

در کوچه صدای کفش پاییز آمد


در کوچه صدای کفش پاییز آمد
تا پشت ِ در مهــرِ غــزل ریـز آمد

از چـــادر او بــرگ‌ طلا می ریزد
باخش خش اشعارِ دل انگیز آمد

( علی قیصری )
3 3 مهر 13980 53

همانا عشق واحساس آفریده


همانا عشق واحساس آفریده
گلستانی پُــر از یاس آفـریده

به نام معجـزه تنـدیس زن را
به روی شمش الماس آفریده

( علی قیصری )
3 27 شهریور 13981 38

در این وادی دلِ شـادی نمـانَد


در این وادی دلِ شـادی نمـانَد
نشــان از رنـگ ِ آبــادی نمــانَد

پریشانتر مگـردان خاطـرت را
که‌ از مـا یک نفس یادی نمانَد

( علی قیصری )
3 24 شهریور 13980 43

دخترم جانِ دلم جوجه ی دور از بغلم


دخترم جانِ دلم جوجه ی دور از بغلم
گنـدم تازه به دست آمـده از مـاحَصَلم

غــزلِ سـر زده از حـس تبالـوده ی من
شعرِجاری شده در پاسخ عکس العملم

میوه ی عشق دو پیوندِ اهوارایی پاک
حاصلِ عمر من و شیره ی جانِ عسلم

امتـدادِ خط عصیانِ شر و شورِ هوس
سنــدِ تـاب و تـب ِ سیـب گنـاه غــزلـم

هاله‌ ی رو به زمین آمده از خرمن ماه
جلـوه ی پُـر شررِ شب شکـنِ بی بَـدَلم

بغلم کن که کمی بوسه به مویت بزنم
قبل از آنی کـه مـرا از تـو بگیرد اجـلم

وقت‌ آن‌ شدکه صمیمانه‌ بگوید پدرت
زنده‌ ازعشق تو و عشوه ی بانو عسلم

( علی قیصری )
5 20 شهریور 13980 92

عشقـم، نفسـم، زنــدگی ام، دلبـــرِ نازم


عشقـم، نفسـم، زنــدگی ام، دلبـــرِ نازم
ای سیب تنت وسوسه ی غیـر مجـازم

در سینه ی شب آه وغم‌ وشکوه بریزد
از تار و دف و نالـه ی پُرسوز و گـدازم

در کــوچـه ی پُـر پیـچ درونـم بزند نق
با کــودک دل ای گـلِ نازم چــه بسازم

نازک تـنِ چـــادر بــه ســرِ گــونه اناری
شد بافـه ی گیسوی تــو یلــدای درازم

با آنکه هـوس در دل مـن جــای ندارد
گلخـنده ات آخـر بکنـد وســوسه بازم

دلشوره ام از بُعد گـذرگاهِ خمیده ست
چون جنگل چالوسی ومن پیچ هـرازم

کنـدوی لبت ای عسلم منبع شهد است
پیــوسته بـرآنـــم کـــه لبـت را بنـوازم

( علی قیصری )
3 14 شهریور 13980 101

مــنِ شـرجی زده اهـل جنوبم


مــنِ شـرجی زده اهـل جنوبم
بــه دنبـال نسیمی در غــروبم

پسین پا میگذارم روی ساحل
کـه تـن را بـر تـن دریـا بکوبم

( علی قیصری )
2 13 شهریور 13980 94

مگــر بانـــو نمی دانی قشنـگی


مگــر بانـــو نمی دانی قشنـگی
میـان دلـربایان شـوخ و شنگی

نگاهت میزند بر هـر دلی چنگ
بـه چشمـانت قسم مِثل پلنگی

( علی قیصری )
2 10 شهریور 13980 92

سرودِ بـرتر از شعــر و غـزل باش


سرودِ بـرتر از شعــر و غـزل باش
برای مرد و زن ضرب المثل باش

جهـان را پــر بکـن از روشنـــایی
چـــراغِ سر درِ بیــن المـــلل باش

( علی قیصری )
2 10 شهریور 13980 55

ﺍﮔـﺮ جسمم بسوزد از ﺗﺐ ﻋﺸﻖ


ﺍﮔـﺮ جسمم بسوزد از ﺗﺐ ﻋﺸﻖ
ﻟﺒﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺸﺎﺭﻡ ﺑــﺮ لب ﻋﺸﻖ

نبینی از وجـــــودم چیــز دیگر
مگر خاکسترم را ﺩﺭ ﺷﺐ ﻋﺸﻖ

( علی قیصری )
2 9 شهریور 13980 53

به رخ کمتر بکش زیبایی ات را


به رخ کمتر بکش زیبایی ات را
نـــدارم طاقــت رعنــایی ات را

دلـــم دارد تپـش وقتی شنیـدم
صــدایِ تـق تـقِ دمپـایی ات را

( علی قیصری )
4 6 شهریور 13980 170

خبـر آمـد کــه‌ یارم باز گردد


خبـر آمـد کــه‌ یارم باز گردد
شب و روزم پر از آواز گردد

زمانی می زنم تار و کمانچه
کـه عشقم وارد شیراز گردد

( علی قیصری )
3 29 مرداد 13980 121

دل از تنگی غـم دیـرینـه دارد


دل از تنگی غـم دیـرینهدارد
که اندوهی درون سینه دارد

به آسانی نصیبم کرده غربت
غـروبی را که صد آدینه دارد

( علی قیصری )
6 27 مرداد 13980 116

از بس که در آدینـه بگیرد نفسم


از بس که در آدینـه بگیرد نفسم
دلتنگ تـر از پنجـره هـای قفسم

هرچند کسی حلقه ی در را نزند
هر لحظه ولی منتظر هیچ کسم

( علی قیصری )
5 26 مرداد 13980 93

طلا سازی که نقاش تو باشد


طلا سازی که نقاش تو باشد
اسیـر زلـف زر پاش تو بـاشد

نمی داند تلالـوهای خورشید
نمــادِ روی بَشّـاش تــو بـاشد

( علی قیصری )
4 23 مرداد 13980 105

همانروزی که دیدم مرمرت را


همانروزی که دیدم مرمرت را
کشیدم با قلــم مـو پیکرت را

قلم از بی قراری بوسه ها زد
شکوهِ جلوه های محشرت را

( علی قیصری )
4 22 مرداد 13980 129

صـدایت مِثـل باران دلـنواز است


صـدایت مِثـل باران دلـنواز است
رساتــر از طنینِ سیـم سـاز است

بخـــوان دلگـویـه ام را بـا تــرنـم
که نازت نغمه ی آهنگ جاز است

( علی قیصری )
5 20 مرداد 13980 48

تـن را بـه تنِ بستر خـوابت بزنم


تـن را بـه تنِ بستر خـوابت بزنم
تا جرعه ای از کهنه شرابت بزنم

حـالا کـه نمایان شده انگـور لبت
باید که سری بـه شعر نابت بزنم

( علی قیصری )
4 19 مرداد 13980 129

ترسم آخر در غزل ها مُشت شعرم وا شود


ترسم آخر در غزلها مُشت شعرم وا شود
در میـان نامـه هـایـم نـام تـو پیـدا شود

گفته بـودم لااقـل با خنـده بی تابـم نکن
گونه را برجسته کردی تا دلم رسوا شود

فارغ ازچشمان ناز وجلوه های ویژه ات
هر که رویت را ببیند بیدل و شیدا شود

بسکه عمری ازفراقت آهِ حسرت میکشم
قطـره های اشک سـردم راهی دریا شود

همچنان از بی قـراری ارگ‌ دل ریزد بهم
بارهـا در هــم‌‌ بریزد هـر کسی تنهـا شود

هر زمان پا میگذاری بـر سر گل واژه ها
جشنهای شور و شادی درغزل برپا شود

ای عسل بانوی شعـرم اندکی کن زمزمه
تابه کی باید غزل ازبی تویی نجوا شود

( علی قیصری )
5 18 مرداد 13980 151

هنـوز از مــژه تیــرم می کند عشق


هنـوز از مــژه تیــرم می کند عشق
دمـادم جــان اسیرم می کند عشق

غلط کردم که دل دادم به معشوق
نـدانستم کــه پیــرم می کند عشق

( علی قیصری )
3 17 مرداد 13980 69

هـراتی زاده یِ لب قنـدهـاری


هـراتی زاده یِ لب قنـدهـاری!
شکـوهِ شهــرِ بغـلان و مـزاری

بریـزی از لبت لعـل بــدخشان
که کابل را قشنگ از پا درآری

( علی قیصری )
3 16 مرداد 13980 108

رهـا کـن بال هـای روسری را


رهـا کـن بال هـای روسری را
بزن تار وبخوان شعر دری را

به ضرب آهنگ آرام صدایت
به‌ وجدآور دل حور وپری را

( علی قیصری )
4 11 مرداد 13980 141

بعدِ من خمره ای از باده ی ناب اندازید


بعدِ من خمره ای از باده ی ناب اندازید
تن بی جـان مـرا غــرقِ شــراب اندازید

روز مــرگم به سر و صورت تنبک بزنید
ساز بی زمـزمه را در تب و تاب اندازید

بعـدِ غسلم وسط میکــده خاکــم بکنید
زیر محدوده‌ی خُم بستر خواب اندازید

سـرِ قبـرم بــه لـب نـازک کـــرنا بـدمیـد
تا مگـر ولــوله در چنـگ و رباب اندازید

کلبـه ی شیشه ای از آه دلـــم می شکند
هر زمـانی کـه تلنگـر بــه حبـاب اندازید

جایِ حلـوا همه را ساغــر پُـر باده دهید
سهم من سفره ای از بهــر ثواب اندازید

میچکد شعرتر ازگوشه ی چشمان عسل
دیده بر زمزمـه ی چشمه ی آب اندازید

( علی قیصری )
6 10 مرداد 13982 184

رخت رنگین کمانی از قشنگی ست


رخت رنگین کمانی از قشنگی ست
جهــانی در پس دنیــای رنگی ست

چــراغـــانی کــن از رویت شبـم را
رهایم کن رها از هر چه تنگی ست

( علی قیصری )
6 9 مرداد 13980 79

قشنگی هایت ازچشم ودهن بو


قشنگی هایت ازچشم ودهن بود
رخ و زلـفت ربـاعی هـای من بود

مـن‌ از عطــر تنت فهمیدم این را
کــه سیبی در میـان پیــرهن بود

( علی قیصری )
5 6 مرداد 13980 129

چو دریا از تلاطـم ها دلــم پُر


چو دریا از تلاطـم ها دلــم پُر
فــرو ریــزد حبابــم بـا تلنگُــر

نـزن بـا نـای نی افسـردگی را
که محزون میزند کیهانِ کلهُر

( علی قیصری )
5 3 مرداد 13980 127

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری