دسته ها

اشعار پیشنهادی

غزلیات علی قیصری

علی قیصری

روی سیـم بی غنـا وقتی تلنگُـر می زنم


روی سیـم بی غنـا وقتی تلنگُـر می زنم
اندکی محزون تر از کیهانِ کلهُر می زنم

در گـروهِ عـارف و بسطامی و مشکاتیان
آتش پیوستـه بر زهـد و تحجُـر می زنم

رقص پا گیـرد پیاپی واژه ها بی اختیار
بس که ساز کوبه ای را با تبحُـر می زنم

گرچه در خلوت کماکان ساز پنهانی زدم
با کمانچـه گاهی از روی تظاهُـر می زنم

میکشم چوب نوا را روی سیم‌"لا"و"سُل"
میرسم وقتی به "ر"می"را میانبر میزنم

از نگاه هم سرایان، قصـه هـای فولکلور
میشود هموزن آهنگی که در کُر می زنم

بارها تنبور ذهن از زیر و بم پر می شود
تا کــه آهنـگ حــزینی در تصور می زنم

دردهادارم عسل بانوکه دائم نت به نت
در هوایت نای نی را پُرتر از پُر می زنم

( علی قیصری )
6 2 مرداد 13980 131

آرامـش روحی مــنِ بی تـاب گــرفتم


آرامـش روحی مــنِ بی تـاب گــرفتم
تاعکس تو را در دل خود قاب گرفتم

پلکت که بهم آمده بوداز تب احساس
از گوشه ی چشمت غزلی ناب گرفتم

آیینـه ی رخسار تــو را دیــدم و انگار
گلبوسه ای از چهره ی مهتـاب گرفتم

با آنکه شدم غوطه ور‌ از سیل دمادم
پـارو زدن از "قایـق سهـراب" گـرفتم

در ساحـل زیبای صــدف ولـوله افتاد
تا دست تـــو را ای دُرّ نایاب گـــرفتم

می داد بـه هـر رهگذری عطـر تنت را
هر شاخه گلی را که من از آب گرفتم

آخـر عسلم در پس این شعـر و تغــزل
شیرینی قندیست که درخواب گرفتم

( علی قیصری )
5 31 تیر 13980 117

اگــر دیـوار شعـرم را بکوبی


اگــر دیـوار شعـرم را بکوبی
ندارم‌ با تو دیگرحس خوبی

شـرارِ آتشم بـودی و امــروز
برایم یخ تر ازقطب جنوبی

( علی قیصری )
4 28 تیر 13980 111

هرگاه خم ابروی تو در دست مداد است


هرگاه خم ابروی تو در دستِ مداد است
بازار پُـــر از صـورت نقـــاش کساد است

از راه هــوا بــوی گـل آیــد بــه مشامــم
آندم که سرِزلف تو در ورطه ی باد است

ای بـاغ پــر از منظـــره ی روز نشاطـــم
برجستگی گونه ات ازخنده ی شاداست

منعم مکن ای غنچه کـه در حجم خیالم
بوسیـدن لب های تو از عشقِ زیاد است

از بغض قلم خرده مگیرید که این شعر
از دانش محدود من و کوره سواد است

در باره ی ما هرچه بگوید حَرَجی نیست
درمسجد و محفل دهنِ شیخ گشاد است

پـر کـن عسلـم ساغــر خــالی شـده ام را
هر جـرعه ی شیرین لبت آبِ مـراد است

( علی قیصری )
4 26 تیر 13980 154

چــــرا بنـــــد مــوّدت را بــریدی


چــــرا بنـــــد مــوّدت را بــریدی
مگر جز سادگی از من چه دیدی

شدی در صبح اقبالم پــر از شک
وجـــودم را به نابــودی کشیدی

( علی قیصری )
3 24 تیر 13980 109

نگاهــم می کـند از دور باران


نگاهــم می کـند از دور باران
چه میباشد مگر منظور باران

پیــاپی بـا تــــرنم می نــوازد
دلــم را نغمـه ی سنتور باران

( علی قیصری )
7 21 تیر 13980 123

هلوی کوچه ی بن بست مهتاب


هلوی کوچه ی بن بست مهتاب
چـرا قنـــد دلــم را می کنی آب

لبت را جـرعه جرعه بر لبم ریز
بکن سرشارم از گلبوسه ی ناب

( علی قیصری )
4 18 تیر 13980 162

نه امیدی که در آخـر به وصالـت برسم


نه امیدی که در آخـر به وصالـت برسم
نـه مجـالی بـدهی تا بـه خیـالـت برسم

بایدازعشق رخت بادل وجان طی بکنم
راه پـر فاصلــه را تا بـه جمــالت بـرسم

رد شوم از وسط جنگلی ازسیب و هلو
تا به سرچشمه ی شیـرین زلالـت برسم

بغلت میکند از روی هوس پیچـک سبز
گرچه در گوشه ی باغم به نهالت برسم

چــه شود ای گل زیبا نفسی روی لبـت
بزنم بوسه که بر گـونه ی چـالت برسم

پر زدم مِثل پرستو سرشب موسم کوچ
از جنـوب آمـده ام تا بـه شمـالت برسم

لااقـل روســریت را منـه در دسـت گـره
تا مگــر در شـبِ گیسوی شلالـت برسم

حـل نشد جـانِ عسل مشکلم از راه دعا
غـــزلی نـذر کنـم تا بــه وصـالت بـرسم

( علی قیصری )
7 16 تیر 13980 164

در سـوز بنــان الاهـــه ی ناز تویی


در سـوز بنــان الاهـــه ی ناز تویی
تـارِ ســـه نــخِ جلیـل شهـناز تویی

ازعشق رُخت"مرغ سحر"میخواند
زیـــرا نفس "خـــــدای آواز" تویی

( علی قیصری )
10 11 تیر 13980 137

هر کس که مکید از لب تو شهد عسل را


هرکس که مکید از لب تو شهدِ عسل را
دیگر نچشد جرعه ای از شعر و غزل را

پا را بنــه بـر چشـم تـر کــوچه و بـرزن
خوشبو بکن از عطـر تنت اهـل محل را

لبریز کن از بـوی خـوش نرگس و نارنج
شیـرازِ مـــن و سلسله ی شیـخ اجــل را

از شعـشه ی روی تـو گاهی نتـوان دیـد
بـر روی زمین چهـــره ی زیبای زحـل را

سقراط زمان چشم تورا دید و به پا کرد
در معبد و در مدرسه هابحث وجـدل را

کی می شود ای گل کــه برایـم بگشایی
یک باغ پـر از بوسه و آغـوش و بغـل را

در ورد زبانی کــــه هـــــر آیینه بگـویـم
بنهـــاده خــدا در دل مــن مهـر عسل را

( علی قیصری )
11 7 تیر 13980 871

نایاب تــرین زمـــزمه در تار منی تو


نایاب تــرین زمـــزمه در تار منی تو
در تار و دف ونغمه ی گیتار منی تو

از عطـر تنم مـردم شهرم همه دانند
همسایه ی دیـوار بـه دیوار منی تو

سر را بنهم از غم دل بر سر خاشاک
وقتی کـه ندانی گل بیـخار منی تو

دودم به هوا میرود از شعله رویت
سوزنـده تـر از آتـش سیگار منی تو

پلکم نـرود روی هم از بـرق نگاهت
هـر ثانیه بـر دیده ی بیـدار منی تو

ای باعث اشعـارِ ترِ حافظ و سعدی
شیرازتـر از سـرو و سپیدار منی تو

درشعر وغزل راز دلم رابه تو گویم
زیرا کـه عسل محرم اسرار منی تو

( علی قیصری )
9 2 تیر 13980 177

هــوای گــرمسیر آمــد دوباره


هــوای گــرمسیر آمــد دوباره
نه این که دلپذیر آمـد دوباره

بسوزانـد تنـت را موج گــرما
نزن بیرون که تیر آمد دوباره

( علی قیصری )
9 1 تیر 13980 104

شبی گفتم که سرشار از نبوغ است


شبی گفتم که سرشار از نبوغ است
بـه دورانش چـراغـم پرفـروغ است

ولی با چشم خــود می بینم امـروز
کــه بنیادش اساساً بــر دروغ است

( علی قیصری )
7 31 خرداد 13980 171

چه می شد بی تأمل زوج باشیم


چه می شد بی تأمل زوج باشیم
به عشق و همدلی در اوج باشیم

درآییـم از لـب دریـا بــه پــــرواز
به دور از حلقه های مـوج باشیم

( علی قیصری )
9 25 خرداد 13980 122

وقتی کششی دارد نیروی غزل هایم


وقتی کششی دارد نیــروی غـزل هایم
با زمــزمه می رقصد بانوی غـزل هایم

با خنده ی شیرینش هر ثانیه می ریزد
یک ظرف پر از واژه بر روی غزل هایم

با دست پر از غنچه می آید و می کارد
آلاله ی وحشی را در جــوی غزل هایم

در فصل گل و لالـه از عشق شقایق ها
چادر زده در صحــرا اردوی غزل هایم

ای هاله ی مهتابی از عشق تو میگوید
آن لحظه که می لرزد زانوی غزل هایم

در کوچـه ی احساسم از دید پرستوها
بی پنجره می باشد پستوی غزل هایم

در پرده اگر گاهی از سایه سخن گویم
گردیده عسل پنهان آنسوی غزل هایم

( علی قیصری )
6 24 خرداد 13980 117

جهـــان و جـــام جمشیــدم تـو باشی


جهـــان و جـــام جمشیــدم تـو باشی
خـــدای عشـق و امیــــدم تـــو باشی

همـان روزی کـه چشمـم بـر تـو افتاد
به خود گفتم‌ که خورشیدم تو باشی

( علی قیصری )
7 22 خرداد 13980 111

شکوهِ باغ گیلاس و هلویت


شکوهِ باغ گیلاس و هلویت
برانگیزد قناری را به سویت

اگر باد از تو گیرد روسری را
بریزد برگ گل از لای مویت

( علی قیصری )
5 19 خرداد 13980 103

ای نام تـو بـر لبم خـوشایند


ای نام تـو بـر لبم خـوشایند
در مـذهب ما تویی خداوند

زیبایی و بنــــده در تـلاشـم
تا آن‌ کـه بگیرم از لبت قـند

( علی قیصری )
6 14 خرداد 13982 133

مرا جز درد و غم فریاد رس نیست


مرا جز درد و غم فریاد رس نیست
امیـدم ذره ای دیگـر به کس نیست

به خـود گفتم رهـا می گـردم از دل
ولی راه گریز از پیش و پس نیست

به هر جا پا گـذارم خشکسالی ست
طراوت در میان خار و خس نیست

از آن روزی کــه دلبـر ترک مــن کرد
مرا‌ گاهی غـم‌ عشق و هوس نیست

بــزن نی زن کـه رفـت آرام جـــانـم
دلـم جای غمست و ناله بس نیست

بنـال ای مـرغـک ســر در پــر و بـال
کـه جــای زنـدگانی در قفس نیست

همـــان بهتـــر کـه کامـم تلــخ باشد
عسل وقتی رفیق و همنفس نیست

( علی قیصری )
5 14 خرداد 13982 171

مــن از نـاز نگاهـت شـرم دارم


مــن از نـاز نگاهـت شـرم دارم
ولی طبعی لطیف و نــرم دارم

بغل وا کن کـه در شبهای سرما
در آغوش تو خود را گرم دارم

( علی قیصری )
6 9 خرداد 13980 162

گمانم بر همـان‌‌ سبک و سیاقی


گمانم بر همـان‌‌ سبک و سیاقی
نداری شور و شوق و اشتیاقی

جـوابم را کــه دادی با سکوتت
شـدم آمــــاده ی هــــر اتفـاقی

( علی قیصری )
6 6 خرداد 13980 119

گمان دارم‌ نباشد ساده عشقت


گمان دارم‌ نباشد ساده عشقت
بـه زیبایی فـریبم داده عشقت

به جرم عاشقی نشکن دلــم را
که در من اتفاق افتاده عشقت

( علی قیصری )
5 3 خرداد 13980 174

حـذر کـن از رفیـق نـانجیبت


حـذر کـن از رفیـق نـانجیبت
که باشد هرزه در فکر فریبت

اگر افتد یکی از دکمـه هایت
بچیند میوه ها از باغ سیبت

( علی قیصری )
5 31 اردیبهشت 13980 187

چه بد کردم که در حال سقوطم


چه بد کردم که در حال سقوطم
بـــه سـوی مُـلک آدم در هبـوطم

بـه جـرم خوردنِ یک دانـه گندم
میــان دشــت داغِ بی بـلــوطم

( علی قیصری )
5 29 اردیبهشت 13980 165

بکُش گاهی غم دیرینه ات را


بکُش گاهی غم دیرینه ات را
معطـر کن هـوایِ سینه ات را

بزن چــادر میان دشت پُر گل
به شادی بگـذران آدینه ات را

( علی قیصری )
6 27 اردیبهشت 13980 818

تـو میدانی غـم دیریـنـه ام را


تـو میدانی غـم دیریـنـه ام را
کـه میکاوی درون سینه ام را

بیا یک‌ لحظه با مهتاب رویَت
بکـن روشن شب آدینــه ام را

( علی قیصری )
6 26 اردیبهشت 13980 279

بـلا بـالای شیـــرازی تنت بـرف


بـلا بـالای شیـــرازی تنت بـرف
اِرم تـا دلگـشایِ گــــردنت برف

لبی شیرین تـر از پالـوده داری
بهشت خفته در پیراهنت برف

( علی قیصری )
6 25 اردیبهشت 13980 194

حـریـر اندام رویایی کجایی


حـریـر اندام رویایی کجایی
شکـوه فصل زیبایی کجایی

خزان کردی دلم را از نبودت
رفیــق روز تنهــــایی کجایی

( علی قیصری )
6 24 اردیبهشت 13980 183

تو که گیسو بـروی شانه داری


تو که گیسو بـروی شانه داری
به دور چهـره ات پروانه داری

معطـر می شود گاهی هـوایم
مگر در کوچه ی ما خانه داری

( علی قیصری )
7 23 اردیبهشت 13980 129

رفتی امّا نفس عشق تو معتادم کرد


رفتی امّـا نفس عشق تــو معتـادم کرد
راهیِ میکـــده در شهــرِ غــم آبادم کرد

عهد کردم که زمانی ندهم دل به کسی
ناگهان حلقه ای از زلف تو بر بادم کرد

دیدن روی دلارای تو در خواب و خیال
فارغ از دلبـــریِ حـــور و پـریزادم کرد

خط چشم و رخ زیبای پر از منظره ات
بی نیاز از قلـــم مـــانی و بهــزادم کرد

پایِ آوازه ی شیرین کـه بیامد به میان
بیستون منقلب از نالـه ی فرهادم کرد

در اسارت نکنم شکوه که از بخت بدم
آنچه آمد به سرم حیله ی صیادم کرد

من همان در بدرِ باده پرستم که عسل
مهــربانانه به گوشم زد و ارشادم کرد

( علی قیصری )
6 23 اردیبهشت 13980 271

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری