دسته ها

اشعار پیشنهادی

غزلیات علی قیصری

علی قیصری

دختــرِ گـــردن بلـــورِ گلــــرخِ گیسو طـلا


دختــرِ گـــردن بلـــورِ گلــــرخِ گیسو طـلا
از سـرِ زلفـت بـریـزد بــوی شبنـم در هـوا

خیـره بر لبهای سرخ و سیب ممنوع توام
اینقَــدر حــرصم نـده با چشـم نازِ دلـــربا

در پس ِ بـاغِ پـر از پـروانه بـودم منتظـر
تا مگــر بیـــرون بیـایی از درِ دولــت سرا

پیچ و تابم میدهی از دلبری وقتی که تو
می گذاری روی دوشت یک بغل زلف رها

هـر زمـانی از سـرت افتاده باشد روسری
بــوی آویشن بپیچد لا بـه لای کــوچه ها

در میــان باغ پُـر گل بی گمــان دارد خبر
بلبل شوریـده سـر از رمــز و راز مـا دوتا

ای عسل بانونشد یک بوسه بررویت زنم
وعـده ی مـا روز دیگـر کـوچه باغ دلگشا

( علی قیصری )
0 18 آذر 13980 13

چنانم می دهد غم تحت پیگرد


چنانم می دهد غم تحت پیگرد
کـه از آزردگی می پیچم از درد

بیا در کــوچه های تنـگ شهـرم
غروب جمعه را بردار و برگــرد

( علی قیصری )
2 15 آذر 13980 36

گرچه امشب اشتباهی رو به ما آورده ای


گرچه امشب اشتباهی رو به ما آورده ای
راه و رســم ِ مهــــربانی را بجـا آورده ای

پا بنه بـر تار و پودِ فـرش چشمانم که تو
باخودت یک آسمان عشق وصفاآورده ای

آنچه ازسر تاکمر میریزد از ابریشم است
روی دوشت موجی از زلف رهـا آورده ای

در میـان کوچـه هـا از عطــرِ شیـرازِ تنت
حــافظ ِ شـــوریـده را تا دلگـشا آورده ای

آخـر ای گلچهــره یِ خنـدان لـب ِ بالا بـلا
ایـن همـه افسونگری را از کجـا آورده ای

دربرم بنشین که عمری تشنه ی مهر توام
کــــز دیــارِ همـــــــدلی آبِ بقــا آورده ای

کلبــه ام را ای عسل بانـو معطـر کرده ای
در میـان باغ ِ دامــن غنچـه هـا آورده ای

( علی قیصری )
3 11 آذر 13980 64

در آزادی قفس را می فروشند


در آزادی قفس را می فروشند
در آبادی هوس را می فروشند

به هر جنبنده با خشم مسلسل
الفــبایِ نفـس را می فـــروشند

( علی قیصری )
2 5 آذر 13980 83

از همان روزی که زندانی شدند آزادها


از همـان روزی کــه زنـدانی شـدند آزادها
وعـده ی هــر گونه آزادی پــریـد از یادها

آتش تنــد ِ مسلسل انـدکی فــرصت نداد
تـا کمی بـالا بیایـــد از گلــــو فــــــریادها

طبقِ دستور خـــدایان لازم الاجـــرا بـوَد
با حضـور چکمه پوشان حکـم استبدادها

جای جای سرزمینم جـایگاهِ شیون است
شکوه دارد شروه شروه میهن از بیدادها

سرو سرسبزی بدور ازشعله ی آتش نماند
گُر گرفت ازخشم طوفان دامن شمشادها

دشمن اندیشه نگـذارد کــه در دانش سرا
تـا شـود روزی شکــوفا بـاغ استعـــدادها

از بـداقبـالی میانِ دود و دم افتاده است
سرنوشت ما بـه دست جمعی از معتادها

پا منه در بزم نا اهلان که دام افکنده اند
ای عسل بانـو بترس از حیلــه ی شیادها

( علی قیصری )
3 4 آذر 13980 40

چشــم ناز و عشـوه هـای مـاه بانو را ببین


چشــم ناز و عشـوه هـای مـاه بانو را ببین
تاب زلـف و خـط نستعلیـق ابــــرو را ببین

مظهــرِ افسونگـری دل می بـرد از مـردمان
انـدکی از معجـزات سِحـر و جـادو را ببین

خیره می ماند پلنگ از دیدنِ مـارالِ دشت
راز و رمــز سُــرمه در چشمانِ آهـو را ببین

شُـر شُـرِ ابـــریشم از بـالا بـــریـزد بر کمــر
در دو سمت شانـه ها امـواج گیسو را ببین

عطرِناب وسوسه درکوچه هاپیچیده است
لا به لایِ چینِ دامـن برگ ِ شب بـو را ببین

دشت بازِپیرهن محدوده ی ممنوعه هاست
میوه های دلفریب و سیب خوشبو را ببین

در خلیجِ همدلی مــرغان وحشی خفته اند
زُل بـزن بــر بـرکــه هـا آرامش قــو را ببین

برترین هـایِ مکاتـب عاجزند از فهـم عشق
در جَدل ها بحث ِسقراط و ارسطو را ببین

از لب سـرخ عسل بانـو بـریـزد شهـد عشق
شعـر جــاری در میـان ِ کـام کنـــدو را ببین

( علی قیصری )
1 27 آبان 13980 35

قشنگی خوشگلی زیباترینی


قشنگی خوشگلی زیباترینی
بهشتی بهتــر از بـاغ بـرینی

بکن لبریزم از گلخنده هایت
که ضربآهنگ شعرِ دلنشینی

( علی قیصری )
2 21 آبان 13980 87

دوتا چشم خمارت خواب دارد


دوتا چشم خمارت خواب دارد
لـب ســرخت شــراب ناب دارد

عزیـزم روی ماهت را نپـوشان
که شبها جلــوه ی مهتاب دارد

( علی قیصری )
3 17 آبان 13980 82

حکایت از غم دیرینه دارد


حکایت از غــم دیـــرینه دارد
هزاران قصه را در سینه دارد

نگینِ روی بازوبنــدِ سهـــراب
نشان از رستم و تهمینه دارد

( علی قیصری )
4 10 آبان 13980 46

گرچه از جنس گلی از خودِ گل نازتری


گرچه ازجنس گلی ازخودِ گل نازتری
بین صد گونه ی گل از همه طنازتری

به خدایی که مرا ساده گرفتار توکرد
از غـم و سیل بـلا خـانه بــراندازتـری

آخر ازعشق تو گاهی به خیالم نرسد
که بجویم نفسی هـمدل و همرازتری

درپس پنجره ی منزل حافظ مَنشین
که کنـد وصف تـو را رنـدِ غـزلبازتری

نکند عکس تو را باز بــه تصویر کشد
شاعـــرِ نـو قلـــم ِ قــافیه پـــردازتری

به شراب و شرر ساغــر پر باده قسم
تا ابـــد لب ننهــم‌ بـــر لب دمسازتری

شاعرچشم توهستم عسلِ شعر وغزل
اینقَدرعشوه نکن کز همه کس نازتری

( علی قیصری )
2 8 آبان 13980 90

بزن آهنگ بشکن را که بشکن بشکن است امشب


بزن آهنگ بشکن را که بشکن بشکن است امشب
پیاپی آن چـه می ریـزد گلِ پیراهن است امشب

کنـــارِ زنبـــقِ وحشی صبــا پیــوسته می رقصد
به نازِ نسترن هایی که پشت خرمن است امشب

هنــوز از راه نامــــردی حسادت می کـند گــویا
غـم دیـرینه انگاری کـه با ما دشمن است امشب

الا "یـــا ایهّـــــا الســـاقی اَدِر کـــــاَســـاً و ناوِلها"
که دُردِ ساغر و پیمانه ها مرد افکن است امشب

سُــرور و جشــن شـادی را سیاهی بـــر نمی تابد
درونِ منـــزلِ دشمن صــدای شیون است امشب

خـداونـدا که کـوه یخ بـه زودی سرنگون گــردد
تمــام ِآرزوهــــایم شکــست بهـــمن است امشب

یکی از کوچه ام بگذشت و سهواً حلقه بر در زد
به خود گفتم عسل بانو درآغوش من است امشب

( علی قیصری )
1 6 آبان 13982 70

هرچند که راه گذرم کوی شما نیست


هـر چند کــه راهِ گـذرم کـوی شما نیست
محـراب دعا جـز خـم ِ ابروی شما نیست

چشمم نشود ثانیـه ای خیـره بــه مهتاب
زیرا کـه درخشنده تـر از روی شما نیست

موجی کـه گــریزان شـود از جنبش دریا
پیچیده تر ازحلقه ی گیسوی شما نیست

گاهی نــزنـم بــر ســر راهــت بــه لباسـم
ازشیشه ی عطری که پرازبوی شمانیست

ای دشـــت تنـت منطـــقه ی بـاز شکـاری
کبکی به خـــرامانی تیهـــوی شمـا نیست

از شـال و کـت و پیـرهنـم بــوی تـو آیـد
هرچندکه برشانه ی من موی شما نیست

پُر کن دو سه پیمانه که پالوده ی شیراز
خـوشمزه تر از شربت لیمـوی شما نیست

آلـوچـه ی لبهای تـو از ریـزه ی قـند است
هــر میوه بــه شیرینی آلــوی شما نیست

شاعـر نکشان حـرف و سخـن را به درازا
گـویا عسلت گفته کـه بانـوی شما نیست

( علی قیصری )
3 28 مهر 13980 47

به زیر شاخه ی سیب و سپیـدار


به زیر شاخه ی سیب و سپیـدار
بخوان شعری ولی از عشق دلدار

پیاپی زخمــه زن‌ بــر سیم لرزان
بـزن "تار و بــزن تار و بــزن" تار

( علی قیصری )
1 27 مهر 13980 40

دراین شب های سرد بی ستاره


دراین شب های سرد بی ستاره
بریز از گوشه ی چشمت شراره

چنــان‌ ریــزد پیاپی سوز سرما
کــه انـدازد نفــس را از شمـاره

( علی قیصری )
1 26 مهر 13980 61

ای قاصدک از راهِ طـویل آمده ای


ای قاصدک از راهِ طـویل آمده ای
از منطقـه ی سبـزِ چَـویل آمده ای

با گوش خـودم شنیدم از باد صبا
دوش از طرف دخترِ ایل آمده ای

( علی قیصری )
1 10 مهر 13980 75

به دور از لاله های باغ رویت


به دور از لاله های باغ رویت
شـدم آسیمـه سـر در آرزویت

اگـر شُل تر ببندی روسـری را
بسازم لانـه ای در لایِ مویت

( علی قیصری )
1 6 مهر 13980 71

در کوچه صدای کفش پاییز آمد


در کوچه صدای کفش پاییز آمد
تا پشت ِ در مهــرِ غــزل ریـز آمد

از چـــادر او بــرگ‌ طلا می ریزد
باخش خش اشعارِ دل انگیز آمد

( علی قیصری )
3 3 مهر 13980 88

همانا عشق واحساس آفریده


همانا عشق واحساس آفریده
گلستانی پُــر از یاس آفـریده

به نام معجـزه تنـدیس زن را
به روی شمش الماس آفریده

( علی قیصری )
3 27 شهریور 13981 73

در این وادی دلِ شـادی نمـانَد


در این وادی دلِ شـادی نمـانَد
نشــان از رنـگ ِ آبــادی نمــانَد

پریشانتر مگـردان خاطـرت را
که‌ از مـا یک نفس یادی نمانَد

( علی قیصری )
3 24 شهریور 13980 77

دخترم جانِ دلم جوجه ی دور از بغلم


دخترم جانِ دلم جوجه ی دور از بغلم
گنـدم تازه به دست آمـده از مـاحَصَلم

غــزلِ سـر زده از طبـعتبـالـوده ی مـن
شعرِجاری شده در پاسخ عکس العملم

میوه ی عشق دو پیوندِ اهوارایی پاک
حاصلِ عمر من و شیره ی جانِ عسلم

امتـدادِ خط عصیانِ شر و شورِ هوس
سنــدِ تـاب و تـب ِ سیـب گنـاه غــزلـم

هاله‌ ی رو به زمین آمده از خرمن ماه
جلـوه ی پُـر شررِ شب شکـنِ بی بَـدَلم

بغلم کن که کمی بوسه به مویت بزنم
قبل از آنی کـه مـرا از تـو بگیرد اجـلم

وقت‌ آن‌ شدکه صمیمانه‌ بگوید پدرت
زنده‌ ازعشق تو و عشوه ی بانو عسلم

( علی قیصری )
5 20 شهریور 13980 124

عشقـم، نفسـم، زنــدگی ام، دلبـــرِ نازم


عشقـم، نفسـم، زنــدگی ام، دلبـــرِ نازم
ای سیب تنت وسوسه ی غیـر مجـازم

در سینه ی شب آه وغم‌ وشکوه بریزد
از تار و دف و نالـه ی پُرسوز و گـدازم

در کــوچـه ی پُـر پیـچ درونـم بزند نق
با کــودک دل ای گـلِ نازم چــه بسازم

نازک تـنِ چـــادر بــه ســرِ گــونه اناری
شد بافـه ی گیسوی تــو یلــدای درازم

با آنکه هـوس در دل مـن جــای ندارد
گلخـنده ات آخـر بکنـد وســوسه بازم

دلشوره ام از بُعد گـذرگاهِ خمیده ست
چون جنگل چالوسی ومن پیچ هـرازم

کنـدوی لبت ای عسلم منبع شهد است
پیــوسته بـرآنـــم کـــه لبـت را بنـوازم

( علی قیصری )
3 14 شهریور 13980 144

مــنِ شـرجی زده اهـل جنوبم


مــنِ شـرجی زده اهـل جنوبم
بــه دنبـال نسیمی در غــروبم

پسین پا میگذارم روی ساحل
کـه تـن را بـر تـن دریـا بکوبم

( علی قیصری )
3 13 شهریور 13980 132

مگــر بانـــو نمی دانی قشنـگی


مگــر بانـــو نمی دانی قشنـگی
میـان دلـربایان شـوخ و شنگی

نگاهت میزند بر هـر دلی چنگ
بـه چشمـانت قسم مِثل پلنگی

( علی قیصری )
2 10 شهریور 13980 126

سرودِ بـرتر از شعــر و غـزل باش


سرودِ بـرتر از شعــر و غـزل باش
برای مرد و زن ضرب المثل باش

جهـان را پــر بکـن از روشنـــایی
چـــراغِ سر درِ بیــن المـــلل باش

( علی قیصری )
3 10 شهریور 13980 91

ﺍﮔـﺮ جسمم بسوزد از ﺗﺐ ﻋﺸﻖ


ﺍﮔـﺮ جسمم بسوزد از ﺗﺐ ﻋﺸﻖ
ﻟﺒﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺸﺎﺭﻡ ﺑــﺮ لب ﻋﺸﻖ

نبینی از وجـــــودم چیــز دیگر
مگر خاکسترم را ﺩﺭ ﺷﺐ ﻋﺸﻖ

( علی قیصری )
3 9 شهریور 13980 91

به رخ کمتر بکش زیبایی ات را


به رخ کمتر بکش زیبایی ات را
نـــدارم طاقــت رعنــایی ات را

دلـــم دارد تپـش وقتی شنیـدم
صــدایِ تـق تـقِ دمپـایی ات را

( علی قیصری )
4 6 شهریور 13980 226

خبـر آمـد کــه‌ یارم باز گردد


خبـر آمـد کــه‌ یارم باز گردد
شب و روزم پر از آواز گردد

زمانی می زنم تار و کمانچه
کـه عشقم وارد شیراز گردد

( علی قیصری )
4 29 مرداد 13980 164

دل از تنگی غـم دیـرینـه دارد


دل از تنگی غـم دیـرینهدارد
که اندوهی درون سینه دارد

به آسانی نصیبم کرده غربت
غـروبی را که صد آدینه دارد

( علی قیصری )
6 27 مرداد 13980 149

از بس که در آدینـه بگیرد نفسم


از بس که در آدینـه بگیرد نفسم
دلتنگ تـر از پنجـره هـای قفسم

هرچند کسی حلقه ی در را نزند
هر لحظه ولی منتظر هیچ کسم

( علی قیصری )
5 26 مرداد 13980 134

طلا سازی که نقاش تو باشد


طلا سازی که نقاش تو باشد
اسیـر زلـف زر پاش تو بـاشد

نمی داند تلالـوهای خورشید
نمــادِ روی بَشّـاش تــو بـاشد

( علی قیصری )
4 23 مرداد 13980 151

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری