دسته ها

اشعار پیشنهادی

ای فلک دور از حریم کوی یارم کرده ای

2

ای فلک دور از حریم کوی یارم کرده ای
با دغلکاری اسیر روزگارم کرده ای

روی سرمستی سر سازش نداری با کسی
سیل غمها را روان بر جویبارم کرده ای

در جوانی شد گریزان شور و شادی از دلم
ناتوانی عاجز و زار و نزارم کرده ای

تا به کی باید بگیرم در بغل زانوی غم
سالها بر مرگ سنبل سوگوارم کرده ای

بیدلی بودم به دنبالِ دل و دلبر روان
کوچه گردی در دلِِ شبهای تارم کرده ای

زین زمان دیگر ندارد اعتنایی کس به من
بین مردم در جهان بی اعتبارم کرده ای

چون کمان شد قامتم یکباره از یوغ ستم
حلقه ی زنجیر غم را گوشوارم کرده ای

بویی از زلف عسل آخر نیامد سوی من
در طلوع فرودین دور از بهارم کرده ای

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری