دسته ها

اشعار پیشنهادی

از همان روزی که زندانی شدند آزادها

3

از همـان روزی کــه زنـدانی شـدند آزادها
وعـده ی هــر گونه آزادی پــریـد از یادها

آتش تنــد ِ مسلسل انـدکی فــرصت نداد
تـا کمی بـالا بیایـــد از گلــــو فــــــریادها

طبقِ دستور خـــدایان لازم الاجـــرا بـوَد
با حضـور چکمه پوشان حکـم استبدادها

جای جای سرزمینم جـایگاهِ شیون است
شکوه دارد شروه شروه میهن از بیدادها

سرو سرسبزی بدور ازشعله ی آتش نماند
گُر گرفت ازخشم طوفان دامن شمشادها

دشمن اندیشه نگـذارد کــه در دانش سرا
تـا شـود روزی شکــوفا بـاغ استعـــدادها

از بـداقبـالی میانِ دود و دم افتاده است
سرنوشت ما بـه دست جمعی از معتادها

پا منه در بزم نا اهلان که دام افکنده اند
ای عسل بانـو بترس از حیلــه ی شیادها

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری