دسته ها

اشعار پیشنهادی

رفتی امّا نفس عشق تو معتادم کرد

6

رفتی امّـا نفس عشق تــو معتـادم کرد
راهیِ میکـــده در شهــرِ غــم آبادم کرد

عهد کردم که زمانی ندهم دل به کسی 
ناگهان حلقه ای از زلف تو بر بادم کرد

دیدن روی دلارای تو در خواب و خیال
فارغ از دلبـــریِ حـــور و پـریزادم کرد

خط چشم و رخ زیبای پر از منظره ات
بی نیاز از قلـــم مـــانی و بهــزادم کرد

پایِ آوازه ی شیرین کـه بیامد به میان  
بیستون منقلب از نالـه ی فرهادم کرد

در اسارت نکنم شکوه که از بخت بدم
آنچه آمد به سرم حیله ی صیادم کرد

من همان در بدرِ باده پرستم که عسل
مهــربانانه به گوشم زد و ارشادم کرد

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری