11 فروردین 1398

بریزد روی نخلستان صدای بال لک لک ها
بـه گـوشم آشنا باشــد هنـوز آواز اردک ها

به عشق روی نیلوفر بپاشدچشم فروردین 
نگـاه سبز باران را بـه روی فرش جلبک ها

در این پهــنای آبــادی دمــادم از سرِ شادی
میان کـوچه می ریزد صـدای ناز کودک ها

بیا ای هموطن از نو قدم در پای جنگل زن
که غـوغا می کند بر پا نوای تار و تنبک ها

از آن روزی که در جنگل تبرداری نشد پیدا 
به رقص آمد کبوتربچه با بانگ چکاوک ها

از اینکه نم‌ نم باران بـروی سرزمین بارید
بهارِ سبز ایرانم پر است از بوی میخک ها

من‌ از خوش باوری هایم خداداند ندانستم
به قلبم می زند آخـر عسل از تیـغ ناوک ها