دسته ها

اشعار پیشنهادی

از پنجــره دیدم کـه بهـاری شده بودی

5

از پنجــره دیدم کـه بهـاری شده بودی
آلـــوچه لـب و سـرخِ اناری شده بودی

از بوی تنت کــوچه ی ما مانده معطر
ای گل تو مگر عطرِ فشاری شده بودی

چون آب زلالی کـه تمیز است و گوارا
ازچشمه ی درمزرعه جاری شده بودی

از ناز تـو بر تنبک پر زمــزمه پیداست
دل بستـه بـه آوازِ یسـاری شده بـودی

از معجزه ها بوده کـه در اوج قشنگی 
با دست قلـم نقطه گـذاری شده بودی

در پهـنه ی جنگل وسط باغ پـر از گل  
عشـق و نفس زردِ قـناری شـده بـودی

ای شاعـر افسرده همان صبح جـوانی
پیرِعسل ازغصه و خواری شده بودی

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری