دسته ها

اشعار پیشنهادی

افتاد بـه بی راهه مسیرم کـــه اسیرم

2

افتاد بـه بی راهه مسیرم کـــه اسیرم
گم گشته ی پهنایِ کـــویرم که اسیرم

بیــزارم از این زندگیِ بی سرو سامان
از مــزه ی این واقعه سیرم که اسیرم

در عصر تجـدد شده ام غـرق خرافات
در وسعـت اندیشه فقیــرم کـه اسیرم

گوشم شده دروازه ی هــر ساز بدآواز
درگیــرِ صدای بـم و زیـرم کــه اسیرم

جـــایی کـه نباشد نفسی بالِ پـریــدن
هــر ثانیــه بایـد بپـذیــرم کــه اسیرم

ای خاک پناهم بده از مهـر و عطوفت
یک لحظه در آغوش بگیرم که اسیرم

وقتی مـــنِ دل خسته نبینم عسلم را
باید که همان لحظه بمیرم کـه اسیرم

نظرات شما

علی 18 شهریور 1398
پاسخ
درود بر استاد قیصری عزیز، زیبا و قابل تامل

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری