دسته ها

اشعار پیشنهادی

منّت کشم از دوست و بر ما نگذارد

0

منّت کشم از دوست و بر ما نگذارد
در کلبه ی ما نیمه شبی پا نگذارد

در خیل خیالاتم و شب از غم عشقش
خوابی به دو چشم آید و رویا نگذارد

یا رب گذر ثانیه ها در دلش افتد
تا وعده ی امروز به فردا نگذارد

زندانی این شهرم و افتاده ام از درد
در پای حصاری که تماشا نگذارد

وقتی که صبا بوسه زند دامن گل را
رختی به تن غنچه ی زیبا نگذارد

ترسم که خزان آید و از دفتر شعرم
برگی ز غزل های مرا جا نگذارد

شرمنده شوم خواهش دل را بکنم فاش
صد سینه سخن دارم و لبها نگذارد

بنهاده خدا در دل من مهر ِعسل را
شوری ست که در هر دل ِ شیدا نگذارد

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری