دسته ها

اشعار پیشنهادی

شب کــه پریشان بشود زلف خـم سیاه تو

0

شب کــه پریشان بشود زلف خـم سیاه تو
ستـاره چشمک بزند بـه عشق روی مـاه تو

مقصدم از روز ازل چهــره ی زیبای تو بود
تا چــه به روزم آورد چشم و لب و نگاه تو

تــرسم اگـر نیمه شبی چــاره ی دردم نکنی
بی حــد و انـدازه شود آه مـــن و گنـاه تــو

مه رخ دلــربای مـــن از همه سو احاطه ای
کس نتــواند بکند رخـــنه بــه جـــایگاه تو

منتظرم کــه جمعه ها حلقـه ی در را بـزنی
تا غـــزل و شعر تــری سر بِبُرم بــه راه تـو

سهواً اگــر گذر کنی کوچه ی بن بست مـرا
بــوسه زنــم روی لبت آنــدم از اشتباه تــو

جــانِ عسل ثانیـه ای پنجــــره ها را بگشا
شیفتــه ی آشفتـه دلی آمــــده در پناه تـو

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری