دسته ها

اشعار پیشنهادی

همواره اگر در بر من ساغر و می بود

1

همواره اگر در بر من ساغر و  می  بود
این راه نپیموده شبی یکسره طی بود

روزی که درختم بشکست از در سازش
بر روی تنم آتشی از سوزش دی بود

بر کش ز گلویت غم دل را که به شیون
در سوگ سیاوش همه شب ناله ی نی بود

یادی مکن از زاهد سالوس ستمگر
کاین بار مذلت همه از جانب وی بود

ایمن نبود کاخ شه از باد حوادث
وآن تاج زمرد که ضمانش سر کی بود

گفتم به صبا نافه ی خوش را ز که داری
گفتا که گلی در ره ما غرقه ی خوی بود 

در خلوت صوفی سحر از جلوه ی ساقی
بر جام تجلی ز ازل جرعه ی می بود

از روز ازل گفتم و گویم که در این راز
اکسیر غم عشق عسل در رگ و پی بود

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری