دسته ها

اشعار پیشنهادی

مثل مهتابی که چیزی از قشنگی کم نداشت

2

مثل مهتابی که چیزی از قشنگی کـم نداشت
عشق بی همتای من همتا دراین عالم نداشت

آبِ پـاکِ جــویبـار زمـــزمش گفتـم....... ولی
آن همـه پاکیزگی را چشمه ی زمـزم نـداشت

از غــزل گفتن پشیمانم کــه بعــد از سال ها
تازه فهمیدم غـزل ها بویی از مـریم نداشت

در هنـرمنـدی حَــرَج بر مــاه عالمتاب نیست
پــرتـو رخسار او را قطـــره ی شبنم نداشت

روبـرویم در خیـابان مثل سنبل می شکـفت
آخر از گلخنده ها دیدم که اصلا غم نداشت

ایل قشقایی به عشق روی او خون داده بود
در پس لبهای سرخش کشته های کم نداشت

خشت دل از بیقراری ناگهان از هم گسیخت
گرچه می دانم خبـر از حالِ ارگ بم نداشت

با نگاهی دیـن و ایمان را عسل از مــن ربود
بیگمان درهم بریزد هرکه دل محکم نداشت

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری