دسته ها

اشعار پیشنهادی

از همان کودکی ام رفته ام از یاد خودم

2

از همان کـودکی ام رفتــه ام از یـاد خـودم
کوچه ها گم شده در خاطره ی شـاد خودم

کس بـه فریادِ مـنِ بی سر و سامان نرسید
می دوم تـا بـرسـم بلکه بــه فــریاد خـودم

مِثل برگی که پریشان شده در آتـش و دود
سوزِ آهـــم بـه هـــوا می رود از داد خودم

مانده ام در پس پَرچین که مگـر گل بدهد
شاخه ی نسترن و میخک و شمشاد خودم

با غم و بغض و گـره مسئلـه ای حل نشود 
هم چنـان واقفـم از مشکل و ایـراد خودم

آفـرین بـر تو کـه از دلبـر خـود گوئی و من
شده ام عـاشقِ دل بسته بـه همـزاد خودم

نه که در کـوه و کُتَل دل کَنم از مهــر عسل
در بــدر در پی شیرینـم و فــــرهاد خــودم

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری