دسته ها

اشعار پیشنهادی

روزهائی که خیال ِ همه رويایی بـود

2

روزهـائی کـــه خیال ِ همـــه رويایی بـود
لحظه هـا بی خبر از دختـــر قشقایی بود

سالهـا رفت و بـــه یـاد لــب او نـوشیدم
ساغری را کـه پــر از تلخی و گيرایی بود

گر نکردم گذری نیمه شب از کوچـه ی او
مایـه ی دلهـــره از پیـــری و رسوایی بود

خسته دل بودم و گفتم کـه تعـارف بکند
استکانی که پر از عشق و پر ازچایی بود

بعد ازین هم گله ها می کنم از بـاد صبا
مانع مــا دو نفـر هـرزه ی هـــرجایی بود

بین گلهـای شقایق کـــه عــروس چمنند
رخ معشوقــه ی من مظهــر زیبایی بـود

چکنم، در دوسه تا نامه نوشتم به عسل
عشق من، زندگی ام بسته به میآیی بود

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری