5 مرداد 1396

در نبودت لمس کـردم لحظـه هـای سرد را
از کنـارم رفتی و درمـــان نکـــردی درد را

با خبر بــودم کـه در عمر درازت لحظه ای
تجـربه اصلاً نکــردی بغـض یک شبگرد را

می کند سـرمـای پائیــزی تـو را یاد آوری
تا کـه بسپاری به خاطـر برگ هـای زرد را

گرچه می دانم نمیدانی ولی خم می کند
درد و غـم هــای زمـانه شانه هـای مرد را

در هجـوم لشکر سـرما مگـر چشمت ندید
زیر پلک پنجـــــره آواره هــای طـــــرد را

مثل باران بهاری گــریه کـــردم از فـــراق
عاقبت معنـا نکــــردی واژه ی برگــــرد را

دور و اطـراف خیابان هــا به دنبال تو ام 
ای عسل عاشق نداند طرح زوج و فرد را