دسته ها

اشعار پیشنهادی

توشه ی ره می نمایم هرچه بادا باد را 

1

توشه ی ره می نمایم هــــــرچه بادا باد را 
می روم شاید بجویم همــدل و همـــزاد را

پای شیرین در میان باشد که کوه بیستون 
هم چنان دارد به خاطـر قصه ی فرهاد را

می توان با جـــــوهر اندیشه نقاشی نمود
روی بــرگ هـــر درختی جـــایِ پایِ باد را 

از خدا خواهم شبی پیوسته سیلاب آورد
تا مگــر در هـم بپیچد خــانه ی بیــداد را

تا کـه دست اعتراضم را گـره کـردم گرفت 
در خیابان هـا مسلسل فرصتِ فــــریاد را

ای خــدای زنبق و لاله مـرا عمــــــری بده
تا ببینم با دو چشمم مــــــرگِ استبداد را

ای عسل بانو به شادی روی شعـرم پا بنه
تا کـــه بر پایت بـــریزم واژه های شاد را

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری