دسته ها

اشعار پیشنهادی

ساز بی آوازم و سنتور می خواهد دلم

3

ساز بی آوازم و سنتـــور می خـواهد دلـم
نغمه ای در گوشه ی ماهور می خواهد دلم

قلــبم از شور و شعف دائـم درونم می تپد
لحظه لحظه تنبک و تنبــور می خــواهـد دلــم

گرچه با حکمِ ستم افتاده ام از جنب و جوش
در پریشانی سری پُرشور می خــواهد دلم

در زمان جهـل و تاریکی شدم دور از طلوع
در فراسوی سیاهی نور می خــواهد دلـم

چون پرستوی مهـــــاجر غالباً هنگام کـوچ
پر زدن بر قـــلّه های دور می خواهد دلـم

ساقیا پر کن کـه دیگر طاقتم از حـد گذشت 
ساغـری از باده ی انگـور می خواهد دلـم

بی شک از بار گناهـــانم شدم دور از عسل
از منِ عاصی بهشت و حور می خواهد دلـم

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری