دسته ها

اشعار پیشنهادی

همان گونه که آتش در دلِ نیزار می گیرد

1

همان گونه که آتش در دلِ نیزار می گیرد
دلــم از درد تنهــائی کبوتر وار می گیرد

بسانِ قـایق افتاده در امــــــواج نا آرام
سراپای وجـــودم را تپش بسیار می گیرد

قلــم بر کاغذِ کاهی نمی لغزد به آسانی 
هنوز از گفتن دردم دل خـودکار می گیرد

به جُــرم"شعر آزادی"درون خانه محصورم
تمامِِ لحـــظه هایم را در و دیوار می گیرد

گمانم کس نمیداند که این محصور زندانی
بجای بوسه بر گلها لب از سیگار می گیرد

پر و بالی نباید زد دراین دشت ملال انگیز
پرِ مرغ سحر را پنجه های خــار می گیرد

عسل بانوی اشعارم مزن شانه به گیسویت
دل هر شاعری از نغمه های تار می گیرد

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری