دسته ها

اشعار پیشنهادی

دیشب که شکوه ام را با ماه کرده بودم

1

دیشب کــه شکوه ام را با ماه کرده بودم
جمــعِ ستاره هــــا را آگاه کـــرده بـــودم

آشفته شد ســــــه تارم از شـرح روزگارم
از بس که نالــه های جانکاه کــــرده بودم

معشوقه ردّ شد امّـا نشْنید هــق هقـم را
ای کاش درد دل را با چــاه کــــرده بودم

درد و دریغ و افسوس آمــد به پیشوازم
گویا که قوم و خویشی با آه کرده بودم

روزی کـــه پا نهادم در شاهـــــراه مقصد
بیعت بـه نام کـورش، با شاه کــرده بودم

از ترس قهر قیچی در کوچه های ایجاز
محدوده ی غـزل را کـوتاه کــرده بـودم

پا می زدم بـــه غم هـا در اوج نوجوانی
با خــود اگــر عسل را همـراه کرده بودم

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری