8 آبان 1395

طبیبِ حـاذقی یا هرچه هستی
هنرمندی حریف و چیره دستی

هنوز از چشم زیبای تو پیداست
که از نسل شقایق های مستی

کماکان موقع ابراز احساس
ظریف و نازک و زیبا پرستی

لب سرخ تو باشد خود گواهی
شراب کهنه ی جـام الستی

صُراحی گریه و بر بط فغان کرد
همانروزی که ساغر را شکستی

زدی آتش عسل در تار و پودم
ولی ای نازنین در دل نشستی