دسته ها

اشعار پیشنهادی

آسمان، از اشتیاقم شانه خالی کرده ای

0

آسمان، از اشتیاقم شانه خالی کرده ای
تار و پود هستی ام را دار قالی کرده ای

کشتزارم لحظه ای رنگ رطوبت را ندید
سرزمینم را دچار خشکسالی کرده ای

در زمستانت نمی باشد خبر از رعد و برق
بی گمان در ارتباطت اتصالی کرده ای

مردمانی بی رمق مشتاق باران تواند
گرچه عمری بی وفایی با اهالی کرده ای

آنقَدر مستی که جای فصلها شد جا به جا
فتنه در سرفصل تقویم جلالی کرده ای

در تمام لحظه ها از ما گریزان بوده ای
آسمانا کی هوای این حوالی کرده ای

بر سرِ وا ماندگانِ زار و بی چیز و ضعیف
زندگانی را مداوم ماست مالی کرده ای

ای عسل بانو، تو هم دیگر برای کشتنم
خط نستعلیق ابرو را هلالی کرده ای

نظرات شما

هانیه 13 دی 1397
پاسخ
عالی بود واقعا لایک داره حتما بخونید

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری