20 فروردین 1398

من همان مرد غزل گوی کهن سال توام
نـه جـوانـم ولی آن شاعر  با حـال توام

آن قَدر منقلب از ناز تو هستم که هنوز 
در خیــابانِ پُـر از پنجـــــره دنبال توام

به همان موی شلالی که تو راکرده بغل
آرزومنــــدِ گلِ روســـــری و شـال توام

گرچه درطینت من قصد فریب تو نبود
گفتی از درد هـوس در پیِ اغفـال توام

قـاب منقوش طلا را که بگیـرم بـه بغل 
دل خوش ازآن همه زیباییِ تمثال توام

از زمانی که شدم پیر وجوانی بگذشت
نسخه ی خط زده از دفتــر اموال توام

لااقل ای عسل از کوچه ی شعرم بگذر
پا بنه بــر سـر گلــواژه کــه پامـال توام