دسته ها

اشعار پیشنهادی

من همان مرد غزل گوی کهن سال توام

5

من همان مرد غزل گوی کهن سال توام
نـه جـوانـم ولی آن شاعر  با حـال توام

آن قَدر منقلب از ناز تو هستم که هنوز 
در خیــابانِ پُـر از پنجـــــره دنبال توام

به همان موی شلالی که تو راکرده بغل
آرزومنــــدِ گلِ روســـــری و شـال توام

گرچه درطینت من قصد فریب تو نبود
گفتی از درد هـوس در پیِ اغفـال توام

قـاب منقوش طلا را که بگیـرم بـه بغل 
دل خوش ازآن همه زیباییِ تمثال توام

از زمانی که شدم پیر وجوانی بگذشت
نسخه ی خط زده از دفتــر اموال توام

لااقل ای عسل از کوچه ی شعرم بگذر
پا بنه بــر سـر گلــواژه کــه پامـال توام

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری