دسته ها

اشعار پیشنهادی

با عشوه هایت برده ای از دل قرارم

0

با عشوه هایت برده ای از دل قرارم
از بیقراری حالت عادی ندارم

دیگر نگاهی بر منِ غمگین نکردی
آخر در آوردی دمار از روزگارم

ای مظهر رویش گمانم وقت کشت است
بازآ که بر روی لبت بوسی بکارم

پر گشته خلوت ازسکوت مرگباری
بر روی ساعت لحظه ها را می شمارم

آهستگی ها را به شادی می نوازی
وقتی که رامشگر شوی بر چنگ و تارم

چون دانه از خاک ای عسل از جا بخیزم
گر تاب گیسوی  تو ریزد بر مزارم

نظر دهید




لطفا کد تصویر را وارد نمایید

کانال غزل ها
کانال دوبیتی ها
اینستاگرام
فیسبوک

© کلیه حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به علی قیصری می باشد

طراح و برنامه نویس سایت : سهراب قیصری